![]() |
![]() |
|
| به نام او که تک نوازنده گیتار عشق است |
|
اول : شخصی به نام ( هر کی ) اومده برام نظر گذاشته که یکی از آشناهای حمید...!و برام نوشته که تو دروغ میگی حمید نماز میخونه ..چرا اونو اینطوری نشون میدین...
حالا جواب : اگر تو آشنای حمید هستی اسمت بگو تا در این مورد حتما به حمید بگم که بدون چه آدم هایی دوربرش هستند .....من ۲ ماه غیر از پیش تولید با هاش کار کردم و تو این ۲ ماه خیلی چیزا ازش فهمیدم...که اگه بگه همین ( هر کی ) از شرمندگی دیگه پاش تو اینترنت نمیذاره ....پس نذار با مدرک همچین چیزی رو عنوان کنم.... زمانی که سایتم راه اندازی شد حتما تصویر هایی از پشت صحنه بازیگران براتون میذارم...البته قبلش زنگ میزنم ازشون اجازه کامل میگیرم....... در مورد بیو گرافی حمید گودرزی : ( ماشین . خونه . تمامی مشخصات . خانواده . آترین برادر خانمش . و ... ) من برای جشنمون به حمید زنگ زدم ..چون کار داشت نتونست بیاد....دیدمش ازش اجازه میگیرم تا همه چیزو براتون عنوان کنم.....احتمال داره برای جمعه من و آترین با هم بریم کوه..(دربند) راستی بعضی ها هم تو نظرات خصوصیم گفتند من خالی بندم که بازیگرم ....جواب اون دوستان : مشکل اینجاست که عکسام باز نمیشن....شما که ادعا میکنی من بازیگر نیستم برو فیلم قرنطینه رو که الان جز فیلمهای اختصاصی بعد از اکران عمومی در سینما حافظ و فرهنگ گذاشتند رو ببین...باشه عزیزم.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 20:18 توسط امین |
|
|
بابا چرا مردم ما انقدر شایعه پردازند.....واقعا چرا؟؟؟؟؟/
خوبه هنوز اونقدر معروف نشدم.....تو یه مجله به نام یکی از دوستانم خونده بود ... که بازیگره نقش صادق در فیلم سینمایی قرنطینه بعلت تصادف شدیدی که کرده است به کما رفته...واقعا یعنی چی...از اون طرف وبلاگ هایی که در مورد من مطالب مینویسند...همچین چیزی عنوان شده....من سالمم ...الانم سره یه تله فیلمم ...فیلم کوتاه خودمم که ۵۰ دقیقه داره به نام قلب خاکی .. برای بخش نوجوان شبکه ۵ ....نزدیک ۳ ماه دیگه پخش میکنه...من کارگردان و نویسنده این فیلمم.... دوستان خواهش میکنم پشت کسی شایعه درست نکنید.... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 22:7 توسط امین |
|
|
میخوام سوال کلیشه ای بعضی از دوستان جواب بدم.
عشق چیزیه که خدا به بنده هاش میده.ولی بنده هاش عشق رو چیزه دیگه ای می بینند. آدم میتونه هر چیزی رو دوست داشته باشه و برای بدست آوردنش چیزی دیگرو از دست بده. همه به من میگن تو عاشق دختری بودی به نام ..... حالا هر چیزی که هست. ولی به نظر من حرف منطقی ای نمیزنند.( عاشق) کسی هست که به معشوقه اش نرسد؟؟؟؟؟ مثل لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد و ......خیلی های دیگه.همه خدا رو ئوست دارن و عاشقانه می پرستنش چون هیچ وقت ندیدنش یا به مثال امام زمانمون.......به نظره من این عشق واقعی هست. من نه عاشقم نه دلدار کسی که این مطالب رو در این وبلاگ میذارم .من فقط کلمه عشق رو دوست دارم.ادم میتونه هر چیزی رو دوست داشته باشه ولی عاشقش نمیتونه باشه. در مورد بازیگری : خوب خیلی دوستانم گفتند بازیگری تو با جملاتی که از عشق میخوای بذاری با هم ترکیب کن تا هویتت بیشتر معلوم شه ..منم به نظره دوستان احترام گذاشتم.اما قصد من برای بازیگری ساخت یه سایت کامل بود که در آینده همچین کاری میکنم.
سکوت سرشار از نا گفتنی هاشت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 12:44 توسط امین |
|
|
سلام به دوستان گلم......
بالاخره اکران قرنطینه تمام شد.بعضی از دوستان هم که تو نظرات شخصیم برام نظر دادن ممنونم.شما لطف دارین.من هر کاری از دستم بر بیاد برای شما دوستان انجام میدم.فقط دوستان سعی کنند یه جای مشخصی به من آدرس بدن تا بتونم جوابشان را بدم.من چون یاهوم خرابه نمیتونم ایمیل بدم. خوب رسیدیم سره بازیگرا...... رضا عطاران: یکی از آدم های با معرفتیه که تو دنیا نظیره اونو ندیدم . خیلی شوخ و با مزه و خیلی هم خون گرم.اصلا سره کار خودش نمیگرفت. حمید گودرزی : آدمی دوست داشتنی و خیلی مطیع و عاشق خانمش . با ایمان و خدا دوست و خیلی هم با حال.فقط دو سه روز اول کار دوست نداشت من بازی کنم.میخواست برادر زنش (اترین دانشور)بیاد بجای من.ولی چون من قرار دادم سه ماه قبلش بسته بودم نتونست منو عوض کنه.ولی بعد از دو سه روز خیلی با هم مچ شدیم.واقعا از بازیم خوشش اومد.حتی اترین هم خودش قبول داشت نمیتونست همچین نقشی رو بازی کنه. نیوشا ضیغمی : دختری خوب و نجیب.خیلی خوش رو و خندان.واقعا خواهره خوبی برام تو قرنطینه بود.همیشه هم به عقاید دیگران احترام میگذاشت. افسانه بایگان : مادر تعمیدیم حسابش میکردم.واقعا دوست داشتنی هستش .تو این دو ماه کار خیلی چیزا به من آموخت.شاید خیلی شایعه پشته این هنرمند باشه ولی تا با ایشون هم صحبت نشین .نمیدونین چه خانم خوبیه.خیلی هم با ایمان.تنها کسی که سره کار ما نمازشون فراموش نمیشد یکی حمید گودرزی بود و خانم بایگان. رضا رویگری : خیلی خوب و خوش صدا هستن.لب به حتی یه سیگار نمیزنند.حتی از زدن چک تو گوش من در فیلمنامه که ذکر شده بود پرهیز کردند به جای ایشون منوچهر هادی زد. و بقیه دوستانم مثله خانم ها خاطره حاتمی و شهره سلطانی هم خیلی دوست داشتنی بودن و خیلی به من روحیه میدادند. یا حق |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 11:55 توسط امین |
|
|
سلام
از چهارشنبه به بعد فیلمی به نام قرنطینه در سینما های تهران و کشور اکران میشود.....منم بازیگر نقش دوم اونم...بازیگراشم حمید گودرزی...رضا عطاران...نیوشا ضیغمی....افسانه بایگان...رضا رویگری....خاطره حاتمی...شهره سلطانی است. دوست داشتین برین ببینین.. یا حق |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:22 توسط امین |
|
|
در قرنطینه
در تصادف
در تلاطم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 22:1 توسط امین |
|
|
ساده باش مثل زندگي ، ..................................................
من نيرو خواستم و خداوند مشكلاتي بر سر راهم قرار داد تا قوي شوم. من دانش خواستم و خداوند مسائلي براي حل كردن به من داد. من سعادت و ترقي خواستم و خداوند به من قدرت تفكر و زورو بازو داد تا كار كنم. من شهامت خواستم و خداوند موانعي بر سر راهم قرار داد تا آنها را از ميان بردارم . من انگيزه خواستم و خداوند كساني را به من نشان داد كه نيازمند كمك بودند . من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به ديگران محبت كنم. "من به آنچه ميخواستم نرسيدم اما آنچه نياز داشتم به من داده شد."
http://www.yasebaghie.persianblog.com/ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 12:35 توسط امین |
|
|
برايم نوشت: هيچ وقت عاشق نشو، فقط به خاطر يک نفر |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 12:31 توسط امین |
|
|
عشق اگه بود، عشق تو بود، ای گل من http://www.diyare-ghorbat.blogfa.com/
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 12:25 توسط امین |
|
|
میگن دنیاست حیرونه میگم نه دل پریشونه وقتی که پشتت خالیه یا تکیه گات پوشالیه حتمی زمینت میزنن امیدتم خیالیه با این چیزایی که دیدم ترسم گرفت که ترسیدم دلم میخواد زار بزنم سرمو به دیوار بزنم زمین و زمونو بدوزم گر بگیرم تا بسوزم یه دل دارم کارش شکستن شده کار دیگش تنها نشستن شده دلم میخواد زار بزنم سرمو به دیوار بزنم زمین و زمونو بدوزم گر بگیرم تا بسوزم من که تو لاک خودم بودم یه عمریه که من مردم نمیدیدی مگه هر روز سر خاک خودم بودم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 12:15 توسط امین |
|
|
در زندگیتون فراموش نکنید که خیلی ها هستند براتون جونشون بدن . و براتون بمیرن و همینطور کسانی هستند که با چهره خیلی به نظر عاشق و با مرام و معرفت...حاظرن جونتونم بگیرن. این نوشته ای که شما در حال حاظر دارین میبینید الکی نصیحت نیست به خدا فقط حرفی هست که تا حالا در دلم بوده و از زمان های گذشته تا حالا رو نکرده بودم. کسی که یه عمر عاشقش بودین و براش میمردین یهو میبینید که سره کارت گذاشته.. کسی رو میبینید و دنبالش میرین که بخواین باهات دوست بشه. کسی که مثلا شاید شما ۱ سال دنبالش بودین و برای فقط دیدن اون دست به هر کاری زدین که ببینیدش . و براش شاید از جونتونم مایه گذاشته باشید بدون اینکه اون بفهمه . اونوخت ازش سوال میپرسید که من عاشقتم با من دوست میشی؟ به نظر شما اون چی جواب میده؟(تنها جوابی که من گرفتم و با این جواب مردم و زنده شدم میدونید چی بود؟ به من جواب داد که خودم دوست دارم.اگه پولداری من دوست تو بشم) با هم کلاسی خود به شدت دوست هستین و برای هم میمیرین و زنده میشین. بعد از مدتی میبینید که همان دوست شما ....زیراب شما رو زده...پشت سره شما مسخره تون کرده ...مورد احانت خودش قرارتون داده...فضولیتون کرده......دیگه من چی بگم!!!! تا میتونید در زندگی خودتون به کسی تمامی رازهاتون نگین . توی این دوره زمونه اصلا نمیشه به کسی واقعا اعتماد کرد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 2:40 توسط امین |
|
|
سلام من سجاد قراگزلو هستم و ۱۷ سال سن دارم. به همراه درسم شغل بازیگری رو انتخاب کردم و تونستم خودمو به جاهای خوبی برسونم..و اینجا جا داره از بهترین دوست و همدمم منوچهر هادی که یکی از کارگردان های برگزیده کشور است تشکر کنم ..چون ایشون منو در سال ۸۴ وارد عرصه سینما و تئاتر کرد و خیلی کمکم کرد تا بتوانم میان بازیگران نوجوان و همینطور کارگردانانی چون داریوش فرهنگ و علی درخشی و مجید مجیدی و سعید دولتخانی و بهروز افخمی و... بقیه کارگردانان کشور خودم به نحوه خوب و با بازی الیم نشون بدم.. از اینکه اسم این وبلاگ عاشق دلسوخته گذاشتم این بود خیلی من در این دوران زندگیم عشق را دوست داشتم و همیشه میخواستم عاشق باشم....به فکرتون بد نیاد (عاشق دختر) نه!!!!!!؟؟؟؟ انسان میتونه عاشق هر چیزی تو زندگیش باشه....منم عاشق راستی و حقیقت و قسمتم!٬!! بعد از اینکه در تئاتر شهر تمریناتم تموم شد تونستم فیلمهایی بازی کنم ..تا بحال در فیلمهایی به نام (تلاطم.تصادف.آخرین روز ماه. راه شب وسینمایی قرنطینه) در نقش اصلی حضور داشتم . و با یاری خداوند تعالی قراره دریک سریال هم که به نام عملیات ۱۲۵ است به کارگردانی بهروز افخمی بازی بکنم. تا بحال با بازیگران زیادی در فیلمهایم کار کردم از جمله (افسانه بایگان.حمید گودرزی .نیوشا ضیغمی .رضا عطاران .رضا رویگری .خاطره حاتمی .شهره سلطانی . رضا ایرانمنش.بهاره افشار.محمد رضا داوود نژاد.محمد رضا گلزار . کامبیز کاشفی . حسن تسعیری . شبنم فرشاد جو .بهناز جعفری.لیلی رشیدی. بهاره رهنما . حامد کمیلی . تورج فرامرزیان . داریوش فرهنگ . و بقیه بازیگران خوب کشورمون که تونستم در برابرشان نقش ایفا کنم) از نظر اخلاقی خدائیش پسر خوبیم!!!هم از نظر احترام و هم فن بیان با دیگران.....درس خونم هستم البته در مدرسه نه خونه...دوست دارم شاد باشم تا شاید کسی رو با لبخندم شاد کنم...چیزی که به همه دوستام میگم اینه که بخند تا دنیا بهت بخنده.. همین!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 2:39 توسط امین |
|
|
سه تا ديوانه هم اتاقی بودن - يک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا پايين می پرن و ميگن که ما سيب زمينی هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومی ساکت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت که اين دیوونه رو مرخص کنه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستی ؟ اون هم گفت : آخه من کف ماهی تابه چسبيدم! ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ملا قرص اكس مي خوره ميره بالا منبر ميگه بيت المقدس حالادست دست دست ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() به رشتیه می گن زنتو تو باغ با یه مرده دیدن .می گه اووووووووه چقدر قضیه رو گنده می کنید باغ کدومه چندتا درخت بیشتر نبود ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() رشتیه میخواسته خونشو بفروشه، داشته خونشو به یكی نشون می داده،میگه: این اتاق دخترمه، دراتاق رو باز میكنه میگه: این دخترمه، میبینه یكی هم پیش دخترشه، میگه اینم دامادمه!!! بعد میگه: اونم اتاق خواب خودمونه، در و باز میكنه، میگه: این خانممه،... اینم منم !! ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() یارو رتبه اول کنکور رو میاره بهش میگن چه کار کردی؟ میگه روزی 25 ساعت درس می خوندم!!!! میگن مگه میشه? میگه آره: صبح یک ساعت زود تر بیدار می شدم!!! ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() یارويه كم چاق بوده. ميره نمايشگاه ماشین پژو206بخره.خلاصه ميره پشت فرمان ماشينه روامتحان كنه مي بينه جاش نميشه. مياد پايين ميگه: اين كه تنگه نميشه يه شماره بزرگتربيارين. 207 -208ای چيزي ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() يه روز 3تا ديوانه را مي خوان آزاد كنن به اولي موز نشون ميدن ميگه خيار نرسيده به دومي نارنگي نشون ميدن ميگه پرتقال پنچر به سومی سيب نشون ميدن ميگه خب سيبه .آزاد كه ميشه درميره ميگه دروغ گفتم گلابي بود!! ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() یاروميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه، تركه ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نميكنه... ((( ندا ))) http://www.nhmahtab.blogfa.com/
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 17:58 توسط امین |
|
|
شب هاي هجران را سحر کن/
به عشق خود دلم را شعله ور کن/ در اين شبهاي سرد بي ترنم لبانم را پر از شير و شکر کن/ دل ما چشم در راه تو مانده است سفر را اي پرستو مختصر کن .........................................................................................
اگر اشک ها نبود .. داغ سینه ها
سرزمین وداع را میسوزاند (( نوید ))
اگر تو شاعری من بچه شیرم دو دستت بر زمین اونت به اینم (( صبور ))
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 17:57 توسط امین |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 17:55 توسط امین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
انکه سخن گفت از عشق کسی نبود جز مولانا ..
او بود که درس عشق را به من یاد داد و در دل من بوجود آورد تا بتوانم عاشق باشم و عشق را لمس کنم و یا حتی درکش کنم عاشق واقعی به چهره و ثروت نیست بلکه به باطن و قلب اوست اگر قرار بود در دنیا جای چیزه دیگری باشم...دوست داشتم که اشک بودم ...که تو چشمات متولد شم .... که رو پلکهات جون بگیرم .... که رو گونه هات جاری شم .... و در لبت بمیرم..... |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 تیر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
عشق واقعی چیست؟؟ کارگردانان عشق بی معنا!!! هنرمندان |
|
RSS
|